من به این نتیجه رسیدم که خیلی من مادر زحمتکشی هستم به جون خودم. میدونید چرا؟

چون هفته دوم کریسمس که بچه ها پیش من نبودند خونه عین یه دسته گل بود.نه جارو نه تمیز کاری هیچی فقط چند بار ظرف شستم اونم فقط چند تا تیکه در حد لیوان و چیزای کوچولو.اما الان............ عین این مرغا که دونه میچینند من مرتب دارم وسایل از روی زمین برمیدارم که نمیدونم اصلا از کجا میاد چون اسباب بازی بچه ها همه توی زیرزمینه به علاوه حداقل روزی ۲ بار جارو کردن.من موندم ظرفشوئی چطوری با این سرعت معجزه آسا پر میشه که خودمم نمیفهمم.همه اینها با وجود این هست که کسی نمیتونه توی سالن غذا بخوره هر کسی چیزی خورد باید بگذاره توی ظرفشوئی و هر کسی مسئول اتاق خودشه حتی کیانا و هر کسی هر چیزی آورد باید بگذاره سر جاش(دست به دلم نگذار مادر).اونوقت جالبیش اینحاست که اصلا پیدا نیست من تمیز کردم حد اکثر ۲ ساعت شاید به اون حالت بمونه بعد میشه عین اولش.بنابر این من به این نتیجه رسیدم که خیلی مامان زحمتکشیم.

کیانا داره دوره ترک پسی رومیگذرونه.با توجه به تجربه ای که از یاشار داشتم فکر نمیکردم به این راحتی با قضیه کنار بیاد یکی ۲ شب بی قراری و یه کم بد اخلاقی و بایکی ۲ شب توی تخت مامان خوابیدن قضیه حل شد حالا اگه باز بعضیها  اینبار هم همه چیز رو خراب نکنند.(کیانا یک سال و نیمگی داشت کاملا یاد میگرفت که بره دستشوئی و دیگه کاملا میگفت که کار داره. یه بار که رفت خونه بابا حالا بماند که چطوری توی دستشوئی خورد زمین  یکی از انگشتهای دستش به شدت ضربه خوردو ورم کرد. از اون به بعد دیگه دستشوئی رفتن به دست فراموشی سپرده شدو مجبور شدیم یکسال دیگه صبر کنیم تا اون خاطره کاملا از یادش بره.الان دیگه چند ماهی هست که از دایپر استفاده نمیکنه.

فوق العاده شیرین زبون و بلا شده.فارسی رو هم بهتر یاد گرفته حرف بزنه اما اکثرا ترجیح میده انگلیسی حرف بزنه.هر چند ما باهاش فارسی حرف میزنیم(بعضی وقتها منم یادم میره)اما زیاد بهشون فشار نمیارم که از زبان فارسی متنفربشند.میدونم به حر حال یه بار بریم ایران راه میفتند.یاشار اما میکس فارسی انگلیسی میگه و من دیگه کلا متوجه نمیشم چون به این طرز حرف زدنش عادت کردم اما بقیه متوجه میشند.

خودم هم یکی ۲ ترم دیگه مونده تا زبان رو تموم کنم و همچنان نمیدونم چه رشته ای بردارم اینقدر که تنوع داره و من هم اطلاعی ندارم. فکر کنم باید یه مشاوره بگیرم. هر چند شنیدم  مشاورها زیاد هم به درد نمیخورند اما به هر حال شاید کمکی باشه.شنبه یکشنبه ها که بچه ها نیستند میرم سر کار.خلاصه خیلی مشغولیم هر ۳ تا.

اگر خارهای راه پاهایم را بیازارد از پای نخواهم نشست

 چشم من به دور دستهاست

شاد و کامیاب باشید دوستان