امروز یاشار انگور میخواست به یاشار که دادم کیانا هم میخواست انگورای ته سبد رو که دونه شده آماده بود بهش دادم خودم از آشپزخونه رفتم بیرون(معمولا واسه این جور چیزا کنارش نمیمونم چون اگه بمونم همه رو میده به من که بخورم)هیچی دیدم صداش نمیاد کلی ذوق کردم که داره انگور میخوره یواشی رفتم از یه جا که منو نبینه ببینم چیکار میکنه.فکر میکنید چیکار میکرد؟ بچه داشت کشفیات میکرد دیگه نشسته بود روبروی یخچال دونه های انگور رو هی یکی یکی نشونه میگرفت واسه زیر یخچال هر کدوم که گل نمیشد میرفت برش میداشت روز از نو روزی از نو. زیر یخچال هم به نظافت کاری هر روزه خونه ما اضافه شد.حالا سوپرمن بیار هی هر روز یخچال جا به جا کنه