قبل از این که به خونه جدید بیایم میخواستم یکی از این ماشین کوچولوها رو واسه کیانا بخرم که یک کمکی هم به راه رفتنش کنه هم یه سرگرمی باشه بازم گفتم بریم خونه جدید بعدا.اینجا که اومدیم دیگه جور نشد تا دیشب رفتم یه نمونش رو خریدم که صندلیش از وسط باز میشه و بچه میتونه بین ماشین دستش رو بگیره و راه بره. وقتی هم که نخواد راه بره میشه ماشین.اومدم بازش کنم به فکرمون رسید که بگذاریمش واسه تولدش اون موقع بهش بدیم بهزاد گفت شاید واسه یاشار هم دوچرخه خریدم چون دیروز که رفتیم پارک با این دوچرخه نتونست بازی کنه .هیچی آقا ما یادمون رفت اخر شب این ماشین رو بگذاریم یه جائی که یاشار نبیندش.صبح دیدم یاشار داره میگه بابا جون این ماشینه مال کیه بهزادم گفت واسه تولد کیانا خریدیم که یهو یاشار قهر کرد و با حالت گریه رفت توی اتاقش و در رو بست.یه ربع ساعتی بعد اومد.دید ماشین نیست
یاشار:بابا ماشینه کو(همچنان گریه سر جاش بود)
بابا:خوب دیدم تو ناراحت شدی گفتم ببرم پس بدم
:نه نبر پسش بده
:تو ناراحتی
نه نبر پس بده و بعدش هم اومد پیش من
خلاصه با توضحاتی که بهش دادیم راضی شد که ماشین بزرگ براش نگیریم چون جا نداریم اما ۲ تا اسباب بازی بگیریم براش.منم بهش نگفتم قراره برات دوچرخه بگیریم.گفتم حالا بزار ببینیم چی میشه گرفت
اولین باری بود که یاشار اینطوری واسه یک چیزی که برای کیانا خریدیم حساسیت نشون داد.همیشه حتی خودش میرفت بعضی چیزا رو واسه کیانا میگرفت بدون اینکه به فکر خودش باشه یا چیزی واسه خودش برداره.حالا نمیدونم کار ما هم درسته که توی روز تولد کیانا برای اونم بگیریم یا نه؟اگه نگیریم خیلی خیلی ناراحت میشهو من دوست ندارم سر این موضوع هم از ما هم از کیانا عصبانی باشه.اگه هم بگیریم که اینطوری متفاوت بودن روز تولدا رو نیمیفهمه.خلاصه خودمم موندم چه کاری خوبه
فکر کنم در هر حال روز تولدا رو ما باید واسه هر دوشون بخریم حالا واسه اون اصلیه یه کم فرق کنه آره؟
دیروز وقتی رفتم مدرسه دنبال یاشار دیدم یه گلدون خیلی کوچولو و یه کارت دست ساز دست یاشاره تا بهش رسیدم اومد اونا رو بهم داد و گفت happy mothers day momi وای که چقدر خوشحال شدم فکر کنم اولین باری بود که مفهوم روز مادر رو میفهمید و میدونست یه روزه که مخصوص مامانهاست خلاصه خیلی بهم چسبید یه گلدون کوچولو که خودشون توش چیزی کاشتن و یه کارت دست ساز.
روز مادر به همه شما مامانهای گل مبارک