سلام سلام سلام
بر خلاف تصورات بعضیها( زنبورک.ارکا.نسترن.و بقیه) که فکر میکردند من چون دانش اموز شدم تنبل شدم و از بس شاگرد زرنگم نمیرسم بیام آپ کنم باید بگم عمرا من و زرنگی اصلا با هم سر سازگاری نداریم.فقط نمیدونم چی بنویسم واسه همین میبینم وقتی حرفی نیست واسه گفتن واسه چی الکی بیام صفحه سیاه کنم!!!!!!!!
یکی از محاورات یاشار و مامان توی اتوبوس
م:یاشار نخواب الان میرسیم ی:نمیخوابم دارم فکر مینم
م:به چی؟ ی:به girla( گرلا که میشه همون دخترای خودمون
م:به چیشون ی:همه آدمای مثل من boyهستن همه آدمای مثل شما girl هستن
م:دخترا رو دوست داری؟ ی:نه
م:منو دوست نداری؟ ی: آره ولی گرلای کوچیک دوست ندارم
م:چرا خیلی که خوبن ی:نمیخوام چون که ساکت هستند با من حرف نمیزنند.هی هم قهر میکنند.
نتیجه؟ من نمیدونم(ولی دختر خوب نیست خیلی ساکت باشه هی هم قهر کنه از من مادر شوهر به شما دخترا نصیحت مادر جون)
کیانا خانوم هم همچنان در حال جدال با این ۲ تا دندون کوچولوی اولی هست که چند ماهه ما رو کاشته و هنوز نیش نزده.به یکی از پستونکاش عادت کرده و بدون اون نمیخوابه. چند شب پیش که گم شده بود هر چی بقیه رو بهش میدادیم که بخوابه قبول نمیکرد و فقط همون رو میخواست بقیه رو یه نگاه میکرد و با تمام زورش پرتشون میکرد اونطرف.خلاصه چنان قشقرقی به پا کرد که بهزاد که ما لله میکردیم بعد از ساعت ۱۱ از تو رختخواب جم نمیخورد دیدم داوطلبانه بلند شده شال و کلاه کرده داره میره واسه دخترش پسونک بخره.خلاصه منم که خاله خریدی تندی بلند شدم آماده شدم باهاش راه افتادم رفتیم یه فروشگاه که تا ۱۲ شب بازه(شاپرز دراگ مارت)مثل اون پستونک قدیمیه نداشت اما یکی مشابه اون رو خریدم براش آوردم.تا بهش میدادم یه نگاش میکرد یه کم مینداختش اونور (مثل اونها با تمام توانش سعی نمکیرد از خودش دورش کنه) اما هنوز ننداخته بود هولکی برش میداشت میخوردش باز خوشش نمیومد دوباره مینداختش
خلاصه فیلمی داشتیم با این فسقلی.
احتمالا تا ۲ ماه دیگه داریم میریم تورونتو.اینترنت رو زیرو رو کردم یه خونه مناسب و ارزون گیرمون بیاد هنوز موفق نشدم.کسی سایتی میشناسه که خوب باشه؟
موفق و کامیاب باشید دوستان