امروز داشتیم با خاله مهدیس تلفنی حرف میزدیم که یه دفعه متوجه شدم که صدای یاشار نمیاد.رفتم توی اتاق دیدم کنار تخت ما روی زمین نشسته طوری که معلوم نبود از بیرون و از سر تا پای خودش رو با پودر بچه سفید کرده بود.
مامان:
چرا اینجوری کردی؟داری چیکار میکنی؟
یاشار:ببخشید مامان جون حواسم نبود
مامان:واسه چی اینجوری کردی
یاشار:مثه آگا گوگه كه اینجاشو اینجاشو(اشاره به دست و پاش)سفید کرده بود.میخواست بره بیه ها رو بخویه منم میزنمش
مامان:حالا کو شنگول و منگول كه تو شدي اقا گرگه؟
یاشار: تو کتابمه میفهمی؟؟؟؟؟؟؟؟
