سلام سلام سلام
ظاهرا منم که دست از سر اینترنت بر میدارم این اینترنته دست از سر کچل من بر نمیداره که قرار شد فعلا تا ۹ می در خدمتتون باشم و بعدش دیگه اینترنت قطع میشه خوب این از این.
پریروز دکتر اومد خونمون روز قبلش بهش زنگ زده بودم که تلفن ما قطع هست و اگه زنگ زدی ما جواب ندادیم یا هر چی بدون قطع هست و من ساعت ۲:۳۰ منتظرتم خلاصه اونروز بهزاد هم مرخصی گرفته بود که کارهای اداری رو انجام بده و طوری وقتش رو تنظیم کرده بود که ۲:۳۰ خونه باشه ساعت شد ۳ این خانوم نیومد شد ۳:۳۰ بهزاد رفت از دفتر ساختمون زنگ زد بهش که چرا نمیای گفته بود آخه من از ساعت ۱۱ هر چی زنگ میزنم کسی گوشی رو برنمیداره منم گفتم حتما کسی نیست نیومدم
(نا گفته نماند که این خانوم دکتر ایرانی تشریف دارند)بهزاد گفته بود درنا که دیروز زنگ زده بهتون و گفته که تلفن اشکال داره فعلا بعد هم وقتی که شما قراره بیاید که ما جائی نمیریم گفته بود الان دیگه مریض دارم بعد از ۵ میام بهزاد گفته بود بعد از ۵ یعنی کی؟۵ یا ۶ یا ۷ گفته بود ۵ خلاصه با وجودی که بهزاد خونه بود و میتونستیم خیلی از کارهای عقب افتاده رو انجام بدیم نشستیم توی خونه و منتظر تا بالاخره ساعت ۷:۱۵ اومد
من که کاردم میزدند خونم در نمیومد آخه من خودم خیلی توی این جور چیزا حساسم و همیشه اگه قراری هست حتی خودم رو زودتر میرسونم سر اون قرار و واقعا دوست ندارم اینجوری سر کار باشم خلاصه که از همون دم در اینقدر تند تند حرف زد و بگو بخند کرد که مثلا ما یادمون بره از ساعت ۲:۳۰ منتظرش بودیم اخر سر هم گفت دیدید بالاخره خودمو رسوندم
(ماشالله به این رو)اینم از خانوم دکتر.همون روز صبح من رفتم مرحله اول گواهینامم رو گرفتم
حالا مونده اصل کاری که برم رانندگی یاد بگیرم که بعد از تصادفی که داشتیم دیگه من هم از سرعت زیاد میترسم هم از رانندگی همه هم میگند اینجا خیلی رانندگی آسونه ولی ترسه دیگه چیکارش کنم.
اونروز توی آسانسور بودیم یه اقای تقریبا چاقی سوار آسانسور شد ( بعضی شیرازیها به شکم میگن کم(با ضم ک)) یاشار هم که از بابائی ماشالله فقط همین لحجه شیرازی رو یاد گرفته یاشار به آقاهه اشاره میکنه میگه مامان کمش زیاده
حالا هر چی من میگم مامان جون اشاره نکن زشته باز میگه نه نیگاش کن کمش زیاده خلاصه من از خجالت آب شدم همونجا
گفتم تو یه چیزی به مامان خودت بگو