سلام سلام سلام
دیروز رفتم دکتر واسه نی نی.فرم بیمارستان رو پر کردم که خودشون بفرستن واسه ثبت نام. جواب سونو هم واسه دکتر اومده بود و گفت که همه چیز خوبه.سر نی نی اومده پائین و دیگه کم کم داره اماده میشه که بیاد.۲ هفته دیگه هم دکتر میاد تو خونه من رو میبینه و این کار هم فقط به این دلیله که خونه رو یاد بگیره که اگه موقعیت اورژانسی پیش اومد بدونه خونه کجاست.صدای قلب نینی خیلی قشنگ بود این بار چون مرتب و منظم میزد دفعه های قبل مثل این بار نبود.وزن هم اضاف نکرده بودم
و نزدیک بود ذوق مرگ بشم از این معجزه چون اون دفعه کلی دکترم هشدار داد که وزنت داره زیادی بالا میره.ولی این دفعه که اضاف نکرده بودم اصلا تشویقم نکرد
.اینم از نی نی
چند روز پیش یاشار رو با دوچرخه خودش میخواستم ببرم پارک دوچرخش از نوعیه که وقتی میخواد ترمز کنه باید رکاب رو به عقب بچرخونه اما توی خیابون وقتی سرعتش زیاد میشد هول میشد و پاهاش رو از روی رکاب کلا بر میداشت و همینجور منتظر میموند تا دوچرخه خودش وایسه یا بخوره به یه جائی وایسه دیدم اینجوری اصلا نمیشه و خطرناکه چون حتی فرمون رو هم دیگه کنترل نمیکرد و همینجور دوچرخه رو به حال خودش رها میکرد که هر جا خواست بره وسط راه برگشتیم.کلی پکر شد اما بهش قول دادم که وقتی زمین والیبال ساختمون باز شد ببرمش اونجا تا حسابی تمرین کنه و بعد اجازه داره با دوچرخه بیاد پارک.اینجا یه چند روزی هوا عالی شده بود کلی خوشحال بودم که زمستون یک ماه زودتر بارو بندیلش رو جمع کرده و رفته اما دیدم نه دل نمیکنه به این زودیا.و هوا باز سرد شد.
پیوست:این روزها یاشار وقتی بیکار میشه میشینه روی مبل در مورد خودش قصه میسازه و واسه خودش قصه میگه هر چی سعی کردم تو این حالت ازش فیلم بگیرم حواسش شده و دیگه ادامه نداده.(پیشنهاد بدید)
پیوست ۲:دلم واسه مامان خیلی خیلی تنگ شده این روزها حسابی جای خالیش رو حس میکنم اگه پیشم بود خیلی خوب بود. واسه یاشار وقتی که اومد تا ۱۵ روز موند و یاشار رو بیشتر اون تر و خشک میکرد.مامانی کاش اینجا بودی
قبول دارید که هیچکی مامان ادم نمیشه؟