سلام سلام سلام
امروز رفتم دکتر واسه نی نی خواهرم هم باهام اومد دکتر صدای قلب نی نی رو گوش کرد و گفت همه چیز نرمال و خوبه جز وزنت
زیادی اضافه کرده بودم از بس این ماه شیرینی خوردم گفت مواظب باش که دیگه اضاف نکنی
بعد هم گفتم نمیخواید بفرستینم سونوگرافی گفت نه.همه چیز خوبه واسه چی بفرستم این دکتر من شدیدا ضد سونوگرافیه گفتم اما من دوست دارم برم سونو گفت بی دلیل نمیشه.شاید ماه آینده فرستادمت یا اینکه اگه ناگهانی وزنت زیاد شد بعد یهو گفت نری وزن اضاف کنی واسه سونو یه وقتی
بعدشم گفت هر چی وزنت زیاد تر باشه نی نی بزرگتر میشه واسه خودت مشکله
بعدشم باز گفت نی نی از هفته خودش رشدش بیشتره
خلاصه که حالمو ایندفه گرفت این دکتری
عصر هم رفتیم بیمارستان که با اتاق زایمان و کلا اون محیط آشنا بشیم که توی اتاق زایمان ۲ تا تخت بود یکی واسه نوزاد یکی واسه مادر که یه دستگاه کنار تخت مادر بود که به یک تلوزیون وصل بود و گفتند از این تلوزیون لحظه به لحظه نی نی رو به مادر نشون میدند.نمیدونم چرا یه ترسی اومدتو دلم اصلا حس خوبی نداشتم توی اون اتاق که رفته بودم خلاصه اینم از دکتر رفتن امروز من.
این چند روز که خاله اومده بود خونمون به یاشار حسابی خوش گذشت و کلی آتیش سوزوندند با خاله جون خلاصه که کلاه من دیگه پیش این شازده یاشار پشم نداشت و حرف حرف خاله بود.خاله هم که تا میتونه لی لی به لالای یاشار میگذاره
و حسابی خاله و خواهر زاده هوای هم رو دارند