چند تا شیرین کاری از یاشار
دیشب بابا و یاشار داشتند با یه بالش کوچیک والیبال بازی میکردند.منم خواب الود رو مبل اونوری تماشاچی شده بودم یه دفعه یاشار اومد گفت مامان تو بنداز هر چی من و بابا اصرار کردیم که با همون بابا بازی کنی به نفعته قبول نکرد تا من تسلیم شدم و براش بالش رو انداختم ولی نمیدونم چطور انداختم که یاشار از همون دور یه نگاه انداخت به من اومد نزدیک دستش رو گذاشت روی پیشونیم بعد گفت مامان (تو تب دائی بویو لالا)
یاشار آب میوه خیلی خیلی دوست داره دیروز آب میوشو داد به من تا من نی رو از داخل پلاستیکش در بیارم منم توی عالم خودم انگار اون رو با دندون باز کرده بودم که دفعه یاشار گفت(نه با دندون با دست
بالا میایی (میاری)) و این دقیقا همون حرفیه که من هر وقت این کار رو میکرد بهش میگفتم
یکی از خاله های یاشار که به یاشار میگه خرس خاله ۲ هفته پیش زنگ زد بعد از کلی اصرار و تمنا یاشار راضی شد از تلوزیون دل بکنه و با خاله صحبت کنه(منم این وسط نقش مترجم داشتم)
خاله:یاشار گلم خوبی خاله جون خاله فدات بشه که دلم یه ریزه شده برات
یاشار:هوبی حاله امین(ارمین)حوبه نیما حوبه نوید حوبه عمو حوبه
خاله:الهی فدات بشم آره اونا هم خوبن دلشون واسه تو تنگ شده
مامان:یاشار بگو خاله جون بیا اینجا(خواهرم هم صدامو میشنید)
یاشار:(با اخم )نه حاله بیاد .پارک سرده
خاله:یاشار بیام اونجا
یاشار اده اما پارک سرده
مامان:
نه مامان جون خاله بیاد خوب بگو خاله بیاد بریم خرید
یاشار:( بازم با اخم)نه بسته
خاله:چی میگه درنا؟
مامان:
میگه الکی بلند نشی یه وقت بیای اینجا هم پارک سرده هم همه جابسته هست
خاله:
خوب یاشار جون میایم خونتون
یاشار:بیا حاله پوران حونه(بیا برو خونه خاله پوران)
خلاصه که این یاشار ما خیلی خیلی مهمون نوازه اما نمیدونم چرا اون لحظه این حرفا رو میزد.مثلا از وقتی خواهرم اومده کانادا(توی یه شهر دیگه هستند)و ما چند بار رفتیم خونشون هر چیز خوردنی که توی خونه از تعداد خودمون بیشتر باشه میگه این واسه خاله اینهاست.و با یه مکافاتی راضی میشه که اونها نمیتونند بیاند.
بریم سراغ نی نی امروز رفتم دکتر مثل همیشه صدای قلب نی نی رو گوش کردیم اما این بار واضح تر خیلی خوشحال شدم.بعد دکتر جواب ازمایشها رو برام خوند و گفت که امکان هر نوع نقصی رو رد کردند و گفتند ۱ از ۲۶۰ تا گفتم یعنی امکانش هست
گفت نه اینها هیچ چیزی رو قطعی نمیگند چون بعدا اگه مساله ای پیش بیاد براشون مسئولیت داره.گفت ولی از طریق دیگه بهت اطمینان میدن که چیزی نیست.و مثلا در مرحله دوم که خونت رو آزمایش کردند دیدن تو جزو اون ۲۶۰ تا هم نیستی میگن این آزمایش احتیاج به پی گیری نداره.و خلاصه خیال من رو راحت کرد.ولی گفت کم خونی و احتیاج داری روزانه ۲ تا قرص اهن بخوری
وگفت احتمالا ضعفت هم مال همینه. اواخر هفته اینده هم بریم ببینیم نی نیمون چیه یاشار داداش داره یا اجی.واقعا اسم انتخاب کردن واسه این یکی چقدر سخته باید یه اسمی باشه که اینجا راحت گفته و نوشته بشه و فارسی هم باشه.شماها اسم پیشنهاد بدید ببینیم با این بابای سختگیر به تائید میرسه یا نه.
تولد این فرشته کوچولوهم مبارک باشه که اینقد نازه.یلدای گلم خیلی خوش اومدی به این دنیا امیدوارم با این دستهای کوچولوت آینده درخشانی واسه خودت بسازی و باعث افتخارمون بشی خانومی.در آغوش پر مهر و محبت پدر و مادر مهربونت پاینده باشی گلم

همگی شاد باشید دوستهای خوبم